لغت نامه دهخدا
جرعه ناتمام. [ ج ُ ع َ / ع ِ ی ِت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آشام ناقص:
جان خاک تو شد که خاک راهم
از جرعه ناتمام روزی است.خاقانی.
جرعه ناتمام. [ ج ُ ع َ / ع ِ ی ِت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) آشام ناقص:
جان خاک تو شد که خاک راهم
از جرعه ناتمام روزی است.خاقانی.
آشام ناقص
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیدل نشاط این بزم از بسکه ناتمامی است چرخ از هلال دارد جام شراب نیمی
💡 و امّا ((پادشاهان )) كه با ملّتهاى خود اظهار دوستى مى كنند از آن جهت است كه خود راولى نعمت و بالاتر از آنها مى دانند و به همين جهت دوستى آنها ناتمام و از جاده عدالتمنحرف است.
💡 غم ندارم گر بود سامان عیشم ناتمام عیب باشد سفره ی درویش را نانی درست
💡 آرى ! دين بدون نام على عليه السلام ناقص بود و نبوّت بدون ولايت، ناتمام.
💡 علاوه بر موارد فوق، چهرههای شاخصی هم هستند که تحصیل خود در این دانشگاه را به دلایل مختلف ناتمام رها کردهاند. از جمله این افراد میتوان به فردین خلعتبری و نادیا مفتونی اشاره کرد.
💡 گر کمالت نیست از رنج زوال آسوده باش ایمن است از کاستن تا ماه باشد ناتمام