تسارسکویی سلو

لغت نامه دهخدا

( تسارسکویی - سلو ) تسارسکویی - سلو. [ ک ُ س ِ ل ُ ] ( اِخ ) از شهرهای روسیه که امروز نامش پوشکین است و از 1920 تا 1937 م. آن رادتسکویی سلو می نامیدند. این شهر در حوالی لنین گراد واقع است و در گذشته اقامتگاه تابستانی تزارهای روسیه بود و 50000 تن سکنه دارد.

فرهنگ فارسی

( تسارسکویی سلو ) از شهرهای روسیه که امروز نامش پوشکین است. این شهر در حوالی لنین گراد واقع است.

جمله سازی با تسارسکویی سلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجود بی‌کف تو ننگ عیش بود چنان که امن و سلوت می‌خواند من و سلوی را

💡 گر به عهد موسی امت را گه قحط از هوا باز من و سلوی سلوت رسان افشانده‌اند

💡 لذت ‌پرست مایدهٔ فضل بودن است سلوی و من از آیهٔ سیر و عدس مگیر

💡 همه را سیر و پیازست به از سلوی و من این‌مرض زادهم‌الله‌همه را راهزن است

💡 آن کس که من و سلوی بفرستد از هوا و آنک از شکاف کوه برون می‌کشد بعیر

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز