باریک پرناک

لغت نامه دهخدا

باریک پرناک. ( اِخ ) امیر عراق عرب که از مخالفین و رقبای شاه اسماعیل صفوی بود. رجوع به تاریخ ادبیات برون ج 4 ص 44 شود.

فرهنگ فارسی

امیر عراق عرب

جمله سازی با باریک پرناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا روز بدست بوسه بر جام وصال می داد ز لب مرا شرابی باریک

💡 آن شخصیت در داستان، با چهره‌ای باریک پرناک و نگاهی نافذ، به نظر می‌رسید که از سال‌ها تجربه و سختی‌های زندگی در کوهستان نشأت گرفته است.

💡 نقاش با دقت بسیار زیادی تلاش کرد تا ویژگی‌های ظریف چهره آن مدل را، از جمله بینی باریک پرناک و چشم‌های ریز، روی بوم پیاده کند.

💡 او با آن ظاهر باریک پرناک و استایل خاص خود، بلافاصله توجه همگان را در آن مهمانی بزرگ و پر زرق و برق جلب کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران