لغت نامه دهخدا
باریک ساق. ( ص مرکب ) آنکه ساق باریک دارد. دارای ساق باریک. اَحمَش. ( تاج المصادر بیهقی ). حَمِش. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ): صیادی سگی معلم داشت ازین پهن بری، باریک ساقی. ( سندبادنامه ص 200 ).
باریک ساق. ( ص مرکب ) آنکه ساق باریک دارد. دارای ساق باریک. اَحمَش. ( تاج المصادر بیهقی ). حَمِش. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ): صیادی سگی معلم داشت ازین پهن بری، باریک ساقی. ( سندبادنامه ص 200 ).
آنکه دارای ساق باریک باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و پیش از قیامت حبشی سیاه بزرگ اشکم باریک ساق از گوشه برآید و بیستد ور کعبة تا آن را به تبر باز کند، سنگ سنگ بتمامی، که هرگز پس آن روز فراجای نکنند و بعد از آن بر روی زمین خیر نبود، و نه در زندگانی شد، و ذلک فیما
💡 حکایت لب باریک ساقی و لب جام به جز مغنی باریک نغمه نگذارد