لغت نامه دهخدا
باذافراه. [ اَ ] ( اِ مرکب ) بادافراه: و باداش این حقوق و باذافراه این نفاق و شقاق... تقدیم افتد. ( سندبادنامه ص 70 ). رجوع به بادافراه، بادافره، بادفره شود.
باذافراه. [ اَ ] ( اِ مرکب ) بادافراه: و باداش این حقوق و باذافراه این نفاق و شقاق... تقدیم افتد. ( سندبادنامه ص 70 ). رجوع به بادافراه، بادافره، بادفره شود.
باد افراه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر بدین گنهم خرده گیر خواهد شد تراست حکم خوهی عفو و خواه باد افراه
💡 بزرگوارا هستم من از تو سخت دژم ولی چه سود که قادر نیم به باد افراه
💡 از پی پاداش باد افراه جمهورامم داد، درگاه تو را گردون لقب دارالجزا
💡 آن رفت و نهاد بیم باد افراه این آمد و برد امید پاداشن
💡 در اندیشید و بود اندیشه را جای که باد افراه را چون دارد او پای
💡 هزار گردون باشد به وقت باد افراه هزار دریا باشد به روز پاداشن