اﷲاباد افشار

لغت نامه دهخدا

( اﷲآباد افشار ) اﷲآباد افشار. [اَل ْ لاه دِ اَ ] ( اِخ ) دهی است کوچک از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، در 26 هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و 2 هزارگزی باختر رودخانه هلیل. سکنه آن 29 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با اﷲاباد افشار

💡 افشار از ریشه اوشار به معنی چابک و چالاک هست، کسی که به سرعت پیش میرود و میجنگد که افراد این روستا منتسب به این قبیله افشار هستند و نام خانوادگی اغلب مردم روستا بدین نام است.

💡 جرأت پیری چه مقدار انفعال زندگی‌ست پشت‌دستی هم‌گر افشاری ز دندان چاره نیست

💡 دودمان افشاری یا افشاریان یک دودمان پادشاهی ایرانی بود که توسط نادرشاه (حک. ۱۷۳۶–۱۷۴۷) از ایلی به همین نام بنیان‌گذاری شد.

💡 چون طلا گردید دست افشار، می گردد عزیز اختیار دل به آن دست نگارین می دهم

💡 مهوان به سال ۱۳۲۴ خورشیدی در تهران متولد شد، تحصیلات ابتدائی را در مدرسه نادر افشار و تحصیلات متوسطه را در دبیرستان جم قلهک به پایان برد.

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز