السعاده و ذکر الحجج على جوهریه النفس

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] رسالة فى السعادة و الحجج العشرة على ان النفس الانسانیة جوهر، رساله اى است که بوعلى آن را به زبان عربى، خطاب به بعضى دوستان خود، درباره ى نفس و عاقبت آن نوشته است.این کتاب به همراه بیست دو رساله دیگر در مجموعه ای به نام رسائل ابن سینا، به چاپ رسیده است.
رساله، در قالب پانزده عنوان تنظیم شده است.
رساله، حاوى ده برهان در اثبات جوهریّت نفس انسانى، یک مقدمه درباره طریق سعادت بشر و... است. ابن سینا، سعادت را بقاى سرمدى در عالم ابدى و در جوار کسى که خلق و امر به دست اوست مى داند. طریق رسیدن به این سعادت، بعد از شناخت آن چیزى است که هر انسانى باید به دنبال آن باشد. لذات دنیوى و ریاست چند روزه در دنیا و امور زودگذر بى اهمیت را به عنوان رهزنان طریق سعادت حقیقى مى داند که با ظاهرى زیبا انسان را از حقیقت باز مى دارند. وى سعادت واقعى را فقط در آخرت، قابل دست رسى مى داند و رسیدن به چنین مطلوبى را در این دنیا با توجه به محدودیت هاى آن غیر ممکن و دست نایافتنى مى خواند.
ایشان، قبل از ورود در بیان براهین نفس، نصیحتى دارد که انسان را به سوى سعادت واقعى اخروى رهنمون مى گرداند و براى اثبات این موضوع که با توجه به جوهریت نفس و اصل و ریشه آن فقط در آخرت مى تواند به لذایذ واقعى و درخور شأن برسد، این حجت ها را اقامه مى کند.
حجت اول، توضیحى است درباره نفس ناطقه انسان که وجه تمایز وى با سایر موجودات مى باشد و در تمام انسان ها، اعم از صغیر و کبیر وجود دارد. مؤلف، مى گوید: عرض به هیچ وجه تحمل چنین قوه اى را با ویژگى هاى خاصش نداشته و این کار تنها از جوهر ساخته است که این خود دلیلى بر جوهریت نفس مى باشد.
حجت دوم، عدم امکان وقوع حکمت در اجسام است که نتیجه اش جوهریت محل حکمت که نفس است مى باشد.

جمله سازی با السعاده و ذکر الحجج على جوهریه النفس

💡 66) فلعله تكلم فيما لا يعنيه اوبخل بما لا ينقصه معراج السعاده،ص 357، محجةالبيضاء، ج 5،ص 200.

💡 624-بيان السعاده، ج 1، ص 29؛ نيز ر.ك تفسير سوره حمد امام خمينى (قدس سره)، ص 203.

💡 صاحب معراج السعاده مرحوم ملا احمد نراقى معلم اخلاق و فقيه بوده، در فقه مستند رانوشت و در اخلاق معراج السعاده را كه هر دو بسيار عالى است، او شاعر هم بود. كتابىنوشته است به نام طاقديس كه در قالب مثنوى است و داستان هاى بسيار ارزنده اى را درآن به شعر كشيده است. از ايشان نقل شده كه فرموده اند من طاقديس را در فرصت هايىكه شايد براى همه مردم بى ارزش است نوشته ام.

💡 تا رخ شمس السعاده تافت در ایوان سر زد ایوان ز راه فخر به کیوان

💡 68-تفسير صدرالمتاءلهين، ج 3، ص 190؛ بيان السعاده، ج 1، ص 155، باتحرير وتلخيص.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز