اسگی بغداد

لغت نامه دهخدا

اسگی بغداد. [ اِ ب َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان ایل تیمور بخش حومه شهرستان مهاباد. 50000 گزی جنوب خاوری مهاباد، 22000 گزی باختر شوسه بوکان بمیاندوآب. کوهستانی. معتدل. مالاریایی. سکنه 419. سنی. زبان کردی. آب از سیمین رود. محصول آن غلات، چغندر، توتون، حبوبات. شغل زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. راه مالرو. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان ایل تیمور. بخش حومه شهرستان مهاباد. ۵٠٠٠٠٠ گزی جنوب خاوری مهاباد ۲۲٠٠٠ گزی باختر شوسه بوکان بمیاندو آب. کوهستانی. معتدل - مالاریایی.

جمله سازی با اسگی بغداد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا دور شدی از برم ای طرفه بغداد شد دامن من دجله ی بغداد ز دستت

💡 اهالى بغداد كه تا زمان آل بويه سنى بودند، پس از حكومت آنان مذهب تشيع را از جان ودل پذيرا شدند. (147)

💡 در اين روز، سنه 377، (حسن بن احمد) معروف به (ابوعلى فارسى فسوى )نحوى مشهور، در بغداد وفات كرد و در مقابر قريش بخاك رفت.

💡 طالعی دارم کز تشنگیم لب بفکد ور همه غوطه دهد دجلۀ بغداد مرا

💡 آری به روش فی‌المثل از مصر به بغداد هر خانه‌که آید به ره سیل دمادم

💡 دور از کنار یار ز دریای چشم من رودی‌ست دجلهٔ که به بغداد می‌رود

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز