لغت نامه دهخدا
اسپ سمده. [ اَ س ُ دِ ] ( اِخ ) موضعی در خیرودکنار از نواحی کجور مازندران. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 109 بخش انگلیسی ).
اسپ سمده. [ اَ س ُ دِ ] ( اِخ ) موضعی در خیرودکنار از نواحی کجور مازندران. ( سفرنامه مازندران و استراباد رابینو ص 109 بخش انگلیسی ).
موضعی در خیرود کنار از نواحی کجور مازندران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یلان سینه با آن گزیده سپاه برانگیخت اسپ اندر آن رزمگاه
💡 گفت سلطان اسپ را وا پس برید زودتر زین مظلمه بازم خرید
💡 بشد تیز نعمان صد اسپ آورید ز اسپان جنگی بسی برگزید
💡 ز اسپ اندر آمد نشست از برش همی خواست از تن بریدن سرش
💡 دیده را بر جستن عمر گماشت رخت را و اسپ را ضایع گذاشت
💡 از آواز اسپان و گرد سپاه بشد قیرگون روی خورشید و ماه