گزیره

لغت نامه دهخدا

گزیره. [ گ ُ رَ / رِ ] ( اِ ) چاره. علاج. ( از برهان ).

فرهنگ معین

(گُ رِ ) (اِ. ) چاره، علاج.

فرهنگ عمید

چاره، علاج.

ویکی واژه

چاره، علا

جمله سازی با گزیره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جمهوری آذربایجان دربارهٔ پیدایش جشن نوروز اسطوره‌ها و افسانه‌های گوناگونی گزارش شده‌است. چونان اینکه می‌گویند در گزارشی آمده‌است، سیاوش پسر کیکاووس به کشور افراسیاب رهسپاری می‌کند افراسیاب از وی به گونه شایسته و چشمگیری پذیرایی می‌کند و حتی دخترش را به پیوند زناشویی وی درمی‌آورد و سیاوش به یاد رهسپاری اش از کشور افراسیاب دیوار بخارا را برپا می‌کند؛ ولی دشمنان که از این کرده ناخرسند بوده‌اند میان سیاوش و افراسیاب را برهم زده آن چنان‌که افراسیاب برآن می‌شود که گزیره بر کشتن سیاوش می‌گیرد و پس از کشته شدن سیاوش دستور می‌دهد پیکرش را روی کنگره‌های دیوار بخارا جای دهند. زرتشتیان پیکر وی را برداشته و در زیر دروازه خاوری خاکسپاری می‌کنند و سوگواری بسیاری در نبود سیاوش و مرگش سرودند آن چنان‌که این سروده‌های سوگوارانه میان مردم گسترش یافت و در همین سیاوش ترانه‌های روز خاکسپاری سیاوش را زرتشتیان نوروز نامیدند. یکی از داستانهای مردم و فلکلور آذربایجان دربارهٔ جمشید شاه و جشن نوروز سخن می‌گوید. خمسه نظامی گنجوی نیز در این باره سخن گفته‌است.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز