لغت نامه دهخدا
کنعانیان. [ ک َ ] ( اِخ ) کنعانیون. رجوع به کنعانیون شود.
کنعانیان. [ ک َ ] ( اِخ ) کنعانیون. رجوع به کنعانیون شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشکل این است که چه واقعیت و چه تخیلی، دستور نابودی آیینی داده شدهاست.» نابودی کنعانیان در کتاب مقدس به عنوان خواست خدا نشان داده شدهاست، و صرفاً با اراده و تصمیم خدا برای دادن سرزمین آنها به اسرائیل این نابودی توجیه شدهاست.
💡 در این دوره شهرنشینی بازگشت و این منطقه بین شهرهای کوچک تقسیم شد که به نظر میرسد مهمترین آنها هازور بودهاست. بسیاری از جنبههای فرهنگ مادی کنعانیان اکنون منعکس کننده نفوذ بینالنهرین بود و کل منطقه به شدت در یک شبکه تجارت بینالمللی گسترده ادغام شده بود.
💡 به مصر درگه تو بنده را عزیزی نیست بدان هوس که ز کنعانیان خبر چه رسد
💡 گوش گیران قفس را نکهت گلشن بس است دیده کنعانیان را بوی پیراهن بس است
💡 شهرک کنعانیان در لایههای زیرین و بقایای ارگ اسرائیلی در لایههای فوقانی اکنون بخشی از پارک ملی تل آراد است که تلاشهایی برای بازسازی دیوارهای بالا و پایین آغاز شدهاست.