کل سر

لغت نامه دهخدا

کلسر. [ ک ُ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش صومعه سراست که در شهرستان فومن واقع است و 455 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

جمله سازی با کل سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انبیا را در ره کل سر نمود اولیا را دامن پر زر نمود

💡 گفتم که کرمک است و ز کل سر برون زند گفتا که شعله زاد مثال سمندر است

💡 دهقان اجل گر نبدی یار تو میشد از این کل سر سرخ ره... ن تو هموار

💡 کنون در نور عشقم سر بُریده که خواهم گشت در کل سر بریده

💡 تا زلف نگونسار سیاه تو بدیدیم برخاست بکار این کل سر سرخ نگونسار

💡 سر از شکاف قفس هر نفس کند بیرون سرش بگنجد و تن نی از آنک کل سر نیست