کشاینده

لغت نامه دهخدا

کشاینده. [ ک ُ ی َ دَ / دِ ] ( نف ) بازکننده. گشاینده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گشاینده شود.

جمله سازی با کشاینده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در نوامبر ۱۹۰۹ آرنولد شونبرگ به شنیدن نخستین برگزاری سمفونی هفتم مالر به رهبری فردیناند لووه در وین شد. او خود به مرزهای نو آهنگ رسیده بود. او در هم‌اکنون سنگینگی tonality را رها کرده بود و آهنگ تازهٔ مالر برای او بس کشاینده می‌نمود و برای او همچون «خوابی والا در هماهنگی والا بود… من شما را در شمار آهنگسازان باستانگار گذاشته بودم ولی کسیکه برای من پیشروست». او در پایان‌نامهٔ ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۹ خود به مالر می‌نویسد:" و دربارهٔ این که من کدام بخش