وهق

وهق به عنوان یک مفهوم پیچیده و چند بعدی، به بررسی سوالات اساسی مرتبط با وجود و حقیقت می‌پردازد. این مفهوم به طور خاص در متون فلسفی و ادبی مورد بحث قرار می‌گیرد و به ما کمک می‌کند تا ابعاد مختلف تجربه انسانی را درک کنیم. وهق نه تنها به معنای وجود فیزیکی بلکه به معانی عمیق‌تری از وجود انسانی، معنویت و ارتباطات بین افراد نیز اشاره دارد. این مفهوم در تلاش است تا ما را به تأمل در مورد جایگاه خود در جهان و روابط‌مان با دیگران و محیط‌مان وادارد. وهق همچنین به ما این امکان را می‌دهد که به بررسی مسائلی چون هویت، خودشناسی و هدف زندگی بپردازیم. از این رو، این مفهوم به یک ابزار تحلیلی تبدیل می‌شود که به ما کمک می‌کند تا پیچیدگی‌های زندگی را بهتر درک کنیم و به دنبال معنا و حقیقت در دنیای اطراف‌مان باشیم. در نتیجه، وهق نه تنها یک مفهوم نظری، بلکه یک دعوت به تفکر عمیق و جستجوی حقیقت در ابعاد مختلف زندگی است.

لغت نامه دهخدا

وهق. [ وَ هََ ] ( ع اِ ) کمند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). ج، اوهاق. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). وهوق. ( مهذب الاسماء ):
نه منجنیق رسد بر سرش نه کشکنجیر
نه تیر چرخ و نه سامان برشدن به وهق.انوری.|| رسن که در گردن ستور اندازند و به وی بندکنند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). گویند معرب وهک فارسی است. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
وهق. [ وَ ] ( ع مص ) بند کردن چیزی را. ( منتهی الارب ). کمند در گردن کسی یاچیزی انداختن. ( اقرب الموارد ). || بازداشتن از آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بند کردن چیزی را یا باز داشتن از آن.

جملاتی از کلمه وهق

شیر شکاری که به بندد به رزم گردن شیران دژم بی وهق
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم