لغت نامه دهخدا
وسوق. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وَسْق به معنی بار شتر و شصت صاع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وسق شود. || ج ِ وِسْق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وسق شود.
وسوق. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وَسْق به معنی بار شتر و شصت صاع. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وسق شود. || ج ِ وِسْق. ( ناظم الاطباء ). رجوع به وسق شود.
جمع وسق بمعنی بار شتر و شصت صاع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: خوف آنست که بیرون کنی حرام از جوف و ترک عمل گیری بعسی وسوق.