نرنج

لغت نامه دهخدا

نرنج. [ ن َ رَ ] ( اِ ) لغتی است در نارنج. ( از المنجد ). رجوع به نارنج شود.

فرهنگ فارسی

لغتی است در نارنج

جمله سازی با نرنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای حسن گر از راست نرنجی سخنی هست ناز این همه یعنی چه؟ کمر هیچ و دهان هیچ

💡 نام تو کلیم ار نبرد یار نرنجی از ننگ تو آن نام نداری که توان برد

💡 دارم ز روی و مویت، رنجی و، تا نرنجی گویم بصبح نیمی، ناچار و، شام نیمی

💡 در مشرب شهیدان زهرست آب حیوان ای خضر زین نرنجی کاینست مشرب عشق

💡 ز بهر چیز بی‌حاصل نرنجی به بود، زیرا بسی بهتر سوی دانا ز مرد ژاژخای ابکم

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
نبیذ یعنی چه؟
نبیذ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز