معقده

لغت نامه دهخدا

( معقدة ) معقدة. [ م ُ ع َق ْ ق َ دَ ] ( ع ص ) خیوط معقدة؛ رشته گره بسته. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نخهای بسیار گره. ( از اقرب الموارد ). || یمین معقدة؛ سوگند که بر فعل مستقبل کرده باشند و بر حانث آن کفاره است وفاقاً. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با معقده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مانند اغلب کشورهای آفریقایی، احزاب سیاسی سیرالئون بیشتر به گروه‌های قومی ویژه ای معقده گردیده شده و این حزب‌ها تحت سلطه قوم مندی‌ها از یک سو با قوم تمنه و متحدان سیاسی دیرینه آنان، مردم لیمبا، از سوی دیگر قرار دارند. مندی‌ها اغلب حامی حزب مردم سیرالئون تحت عنوان (اس ال پی پی) می‌باشند، در حالی که قوم تمنه و لیمبا به حزب کنگره همه مردم تحت عنوان (ای پی سی) وابسته است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز