مزیز

لغت نامه دهخدا

مزیز. [ م َ ] ( ع ص ) افزون و اندک. || سخت. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). صعب. ( المزهر سیوطی ص 317 سطر 15، از مرحوم دهخدا ).
- عزیز مزیز؛ از اتباع است. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مزیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در حوالی نقاط مرکزی شهر در میدان شهر، ساختمان‌های مجمع ملی کنیا|مجلس کنیا، کلیسای جامع خانواده مقدس، سالن شهر نایروبی، گورستان جومو کنیاتا و پررونق‌ترین فروشگاه‌ها قرار دارند. این منطقه همچنین دارای تئاتر ملی کنیا، مرکز بایگانی ملی کنیا، مرکز هنری مزیزی و مرکز کنفرانس بین‌المللی کنیاتا می‌باشد. دیگر جاذبه‌های شهر شامل موزه هنر مدرن راموما رحیمتولا، کلیسای بزرگ قدیسان و بازارهای متعددی می‌باشد.

مطاع یعنی چه؟
مطاع یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز