سایه بریدن

لغت نامه دهخدا

سایه بریدن. [ ی َ / ی ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) لطف خود را قطع کردن:
گشت چو قلب همه نقدآزمای
سایه بریدم ز همه چون همای.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

لطف خود را قطع کردن

جمله سازی با سایه بریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کس مانع جولان ره عجز نگردد نتوان قدم سایه به ‌شمشیر بریدن

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز