لغت نامه دهخدا
جنگ تپه. [ ج َ ت َپ ْ پ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آواجیق بخش حومه شهرستان ماکو، دارای 141 تن سکنه. آب آن از خان و محصول آن غلات و بزرک. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جنگ تپه. [ ج َ ت َپ ْ پ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان آواجیق بخش حومه شهرستان ماکو، دارای 141 تن سکنه. آب آن از خان و محصول آن غلات و بزرک. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
ده از دهستان آواجیق بخش حومه شهرستان ماکو دارای ۱۴۱ تن سکنه. آب آن از خان و محصول آن غلات و بزرک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس چون دشمن به حوالی روم رسید، جنگی بر سر تپهٔ یانیکولوم[یادداشت ۲۶] درگرفت که رومیان شکست یافتند و تپه بهدست دشمن افتاد.