بلا موجب
واژه «بلا موجب» ترکیبی عربی - فارسی است که از «بِلا» به معنای بدون و «موجب» به معنای سبب، علت یا انگیزه تشکیل شده است و در مجموع به معنای «بدون دلیل و بدون علت» به کار میرود. این واژه در متون ادبی و حقوقی قدیم برای اشاره به انجام کاری یا وقوع حالتی بدون وجود علت منطقی یا شرعی استفاده شده است. هنگامی که گفته میشود عملی «بلا موجب» انجام شده، مقصود این است که آن عمل نه بر اساس ضرورت، نه بر پایه دلیل مشخص و نه به سبب انگیزه قابل توجیه رخ داده است. در لغتنامههای فارسی مانند دهخدا و معین نیز این ترکیب با معانی «بیسبب»، «بیجهت» و «بدون علت» توضیح داده شده است. کاربرد آن بیشتر در بیان نقد یا توصیف رفتارهایی است که فاقد پشتوانه منطقی یا حقوقی هستند. در متون فقهی و حقوقی، «بلا موجب» میتواند به اقداماتی اشاره کند که بدون دلیل شرعی یا قانونی صورت گرفتهاند. همچنین در ادبیات، برای تأکید بر بیمنطقی یا ناگهانی بودن یک رخداد به کار میرود. از نظر معنایی، این واژه بار منفی ضمنی دارد و معمولاً نشاندهنده ناپسند بودن یا غیرموجه بودن یک عمل است. در نتیجه، «بلا موجب» بیانگر وضعیتی است که در آن هیچ علت یا دلیل قابل پذیرشی برای وقوع یک فعل وجود ندارد.
مترادفها
بیعلت، بدون دلیل، بیسبب
متضادها
به موجب
لغت نامه دهخدا
بلاموجب. [ب ِ ج ِ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا( نفی ) + موجب ) بدون موجب. بدون جهت. بی سبب. بدون علت. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
بدون جهت سببب بدون علت.
بدون موجب. بدون جهت. بی سبب. بدون علت.
جمله سازی با بلا موجب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قاضی در حکم نهایی خود اعلام کرد که متهم به هیچ وجه بلا موجب خطا مرتکب جرم نشده و تمامی اقدامات او قانونی بوده است.
💡 نباید بدون دلیل و بلا موجب، قضاوت کرد و درباره زندگی شخصی دیگران اظهارنظرهایی که باعث آبروریزی و ناراحتی آنها شود، بیان کرد.
💡 سیستمهای قضایی باید مراقب باشند که هیچ فردی بلا موجب مجازات یا محدودیتهای غیرضروری در حقوق مدنی خود قرار نگیرد.