شش خانج

لغت نامه دهخدا

شش خانج. [ ش َ / ش ِ ن َ ] ( معرب، اِ مرکب ) گردکانی که درون آن را خالی کرده پر از سرب کنند و بدان قماربازی کنند. ( ناظم الاطباء ). کهجه. ( دهار ). کجة. ( دهار ). معرب شش خان و شش خانه. ( از آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به شش خنج شود.

فرهنگ فارسی

گرد کانی که درون آنرا خالی کرده پر از سرب کنند و بدان قمار بازی کنند

جمله سازی با شش خانج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته می‌شود که رهبران حزب سعادت مورد هجوم نیروهای امنیتی رژیم پهلوی قرار گرفتند. گفته می‌شود که یکی از افراد حزب به نام حداد در آبادان، در مرداد ۱۳۲۵ به همراه همسر و فرزندانش به ضرب گلوله کشته، و جنازه‌های آن‌ها در منزل‌شان سوزانده شده‌است. همچنین گفته می‌شود که به دنبال این اتفاقات درگیری‌هایی در آبادان اتفاق افتاده‌است. برخی ملی‌گرایان عرب همچون جابر احمد و عبدالوهاب خانجی در سال‌های اخیر این حملات را به حزب توده منسوب کرده و مدعی شده‌اند که این حزب در کشتن هویدی و دیگر اعضای حزب سعادت نقش داشته‌است. با این وجود تاکنون هیچ اسناد و مدارکی که دال بر دخالت حزب توده در قتل حداد بن هویدی یا دیگر اعضای حزب سعادت باشد به دست نیامده‌است.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز