شیرین گویی

مترادف‌ها

خوش‌زبانی، تملق، چاپلوسی

متضادها

تلخ گویی

لغت نامه دهخدا

شیرین گویی. ( حامص مرکب ) صفت و حالت شیرین گو. خوش بیانی. شیرینی سخنی. ( از یادداشت مؤلف ): در مجلس ملوک هندوستان سخنوری و شیرین گویی می کردند. ( حبیب السیر چ سنگی ج 3 ص 155 ). رجوع به شیرین گو و شیرین سخنی شود.

فرهنگ فارسی

خوش بیان و شیرین سخنی

جمله سازی با شیرین گویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 Hedylogos یا Hedylogus (یونانی باستان: Ἡδυλογος) ایزد شیرین گویی و چاپلوسی بود. او در هیچ ادبیات موجود ذکر نشده است، اما او در نقاشی‌های گلدان یونان باستان به تصویر کشیده شده است.

💡 سیاستمداران حرفه‌ای بسیار خوب می‌دانند که چگونه با استفاده از شیرین گویی، اعتماد مردم را به دست آورده و در انتخابات پیروز شوند.

💡 نباید تنها به شیرین گویی و وعده‌های توخالی افراد اعتماد کرد، بلکه باید به عملکرد و رفتار واقعی آن‌ها در زندگی عملی توجه کرد.

💡 او با شیرین گویی و کلام بسیار دلنشین خود، توانست فضای متشنج جلسه را آرام کرده و همه را به سمت گفتگو هدایت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران