جلادی

لغت نامه دهخدا

جلادی. [ ج َل ْ لا ] ( حامص ) شغل آدم کشی. || شقاوت و بی مروتی و سنگدلی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

عمل و شغل جلاد میرغضبی.

جمله سازی با جلادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حزین آن دل قرارش چون بود در سینه؟ حیرانم که زخم از غمزهٔ مژگان جلادی نمی دارد

💡 آن یکی را داد سلطان عزیز دست جلادی که خونش را بریز

💡 نیر بر چشمم زن و چشم خود از بیگانه بند کشته خود را مده بر دست جلادی دگر

💡 داشتم چشم رهایی ز صف غمزه و لیک نیم کشتی نرهد ازکف جلادی چند

💡 بود تیغش چو جلادی که پوشد کسوت احمر ز خون خصم چون پوشیده گردد جسم عریانش

💡 نی جنیدی گذاشت و نی بغداد عشق خونی به زخم جلادی

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز