باغ و راغ
لغت نامه دهخدا
باغ و راغ. [ غ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) به باغستانها و دشتهای سبز و خرم اطلاق شود. باغستان و چمنزار:
بزن ای ترک آهو چشم آهو از سر تیری
که باغ و راغ و کوه و دشت پرماهست و پر شعری.منوچهری.مگر دیده باشی که در باغ و راغ
بتابد بشب کرمکی چون چراغ.سعدی ( بوستان ).و رجوع به هر یک از این دو کلمه شود.
فرهنگ فارسی
به باغهای سبز و خرم اطلاق میشود
جمله سازی با باغ و راغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باغ جهان بی توأم هست چو زندان ولی با رخ گلرنگ تو فارغم از باغ و راغ
💡 به باغ و راغ به بوی بهشت و پیکر حور هزارگونه نسیم است و صدهزار خیال
💡 ای خواجه ترا غم جمال و جاهست و اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهست
💡 نیافتم چمن عافیت چو دامن عزلت به پای خفتهٔ بیدل ز باغ و راغ گذشتم
💡 نان و حلوا چیست؟ جاه و مال تو باغ و راغ و حشمت و اقبال تو
💡 باد نوروزی وزید، اندر، به کوه و باغ و راغ فرّ فیروزی ز هر سو شد به عالم آشکار