هشت باغ

لغت نامه دهخدا

هشت باغ. [ هََ ] ( اِخ ) کنایه از هشت بهشت است. ( برهان ):
بزم چو هشت باغ بین باده چهارجوی دان
خاصه که ساز عاشقان حورلقای نو زند.خاقانی.چرا ترسم از رفتن هشت باغ
که در با کلید است و ره با چراغ.نظامی.گشته گل افشان وی از هشت باغ
بر همه گلبرگ و بر ابلیس داغ.نظامی.

جمله سازی با هشت باغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر هشت باغ رضوان نامی ز مجلسش هرچار جوی جنت دردی ز ساغرش‌

💡 ستوده مهدی قائم که هشت باغ بهشت زلطف نکهت خلقش کمین چمن باشد

💡 بزم چو هشت باغ بین باده چهار جوی دان خاصه که ساز عاشقان حور لقای نو زند

💡 ز نه خراس برون شو به کوی هشت صفات که هست حاصل این هشت هشت باغ بقا

💡 یک شمه یی ز خُلق تو هر هشت باغ خُلد یک ذرّه یی ز مهر تو هر هفت اخترا

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز