بالانه

لغت نامه دهخدا

بالانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) بالان. دهلیزخانه. ( برهان قاطع )( فرهنگ شعوری ج 1 ص 192 ) ( آنندراج ). حکیم سنایی به قوام الدین نوشته است: تخت و تاج خواص در بالای علیین منتظر قدر اوست، در بالانه اسفل السافلین چکار دارد؟ ( از فرهنگ شعوری ج 1 ص 192 ) ( فرهنگ جهانگیری ). || فاصله بین دو در. ( ناظم الاطباء ).
بالانه. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) ( از: بالان، نعت فاعلی از بالیدن و هاء ). نموکننده. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 192 ). بالان. ( ناظم الاطباء ). || جنبان. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 192 ). متحرک. جنبنده. ( ناظم الاطباء ). || رفتارکننده. ( فرهنگ شعوری ج 1 ص 192 ).

فرهنگ فارسی

دریچه کوچکی از طلا و نقره است

جمله سازی با بالانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه فیض اوست‌جاری همه لطف اوست شامل فلک خمیده بالانه اگر از اوست سائل

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز