قوام الدین

لغت نامه دهخدا

قوام الدین. [ ق َ مُدْ دی ] ( اِخ ) لقب بهاءالدوله، ابونصربن عضدالدوله بن رکن الدوله بن بویه. رجوع به تاریخ گزیده چ لندن ص 430 و بهاءالدوله شود.
قوام الدین. [ ق َ مُدْ دی ] ( اِخ ) حسن. معروف به حاجی قوام. از وزرای شاه شیخ ابواسحاق بود. حافظ درباره وی اشعاری دارد:
بعهدسلطنت شاه شیخ ابواسحاق
به پنج شخص عجب ملک فارس بود آباد
تا آنجا که گوید:
دگر کریم چو حاجی قوام دریادل
که نام نیک ببرد از جهان به بخشش و داد.حافظ ( چ قزوینی ص 263 ).دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما.حافظ ( از سعدی تا جامی ص 304 ).محمود کتبی در تاریخ خاندان آل مظفر وفات خواجه قوام الدین حسن را بسال 754 هَ. ق. ذکر میکند. ( از سعدی تا جامی ص 304 ). حاجی قوام در روز جمعه ششم ربیعالاول سال 754 هَ. ق. درگذشت. وی از اکابر رؤس فارس بود و مثل او به کرم و خیرات ومبرات و خصایل پسندیده در فارس کسی نشان نداده است.( تاریخ گزیده چ لندن صص 456 - 457 ).
قوام الدین. [ ق َ مُدْ دی ] ( اِخ ) عبداﷲ. از قرای معروف و استاد خواجه حافظ شیرازی است. شاه شجاع نیز به مجلس درس مولانا قوام الدین حاضر میشد. ( از سعدی تا جامی تألیف ادوارد براون ترجمه علی اصغر حکمت ص 182 ).
قوام الدین. [ ق َ مُدْ دی ] ( اِخ ) محمدبن سیدمحمدمهدی حسینی سیفی قزوینی. از فقهاء و ادبا و شعرای عهد صفویه و از شاگردان شیخ جعفر قاضی است. او راست: 1 - ارجوزة فی الاخلاق. 2 - ارجوزة فی الاسطرلاب، و این نظم صحیفة الاسطرلاب شیخ بهایی است. 3 - ارجوزة فی اصول الفقه که منظومه زیده شیخ بهایی است. 4 - ارجوزة فی البیان. 5 - ارجوزة فی التجوید که نظم شاطبیه است. 6 - ارجوزة فی الحساب. 7- ارجوزة فی الخط. 8 - ارجوزة فی الصرف که فی وافیه نام دارد. 9 - ارجوزة فی الطب، بنام مفرح القوام. 10 - ارجوزة فی الفقه، بنام تحفه قوامیه. 11 - ارجوزة فی النحو، بنام صافیه. وی بسال 1150 هَ. ق. درگذشت. ( الذریعه و روضات الجنات و ریحانةالادب ج 3 ص 322 ).
قوام الدین. [ ق َ مُدْ دی ] ( اِخ ) محمد صاحب عیار. وزیر شاه شجاع بود و به سال 764 هَ. ق. به امر پادشاه مزبور کشته شد. حافظ درباره وی اشعاری دارد که مطلعش این است:
اعظم قوام دولت و دین آنکه بر درش
از بهر خاکبوس نمودی فلک سجود.

فرهنگ فارسی

شیرازی محمد از خوشنویسان نستعلیق در دوره شاه طهماسب اول صفوی ( ۹۸۴ - ۹۳٠ ه. ق ). کلیات عبید زاکانی بخط این کاتب در تصرف محسن امین ( امین الدوله ) بود که تاریخ کتابت آن ۵۹۵ ه ق است. ( قزوینی. یادادشتها ۲۸۶: ۳ )
محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع بود و بسال ۷۶۴ ق بامر پادشاه مزبور کشته شد.

فرهنگ اسم ها

اسم: قوام الدین (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: qavāmoddin) (فارسی: قَوام‌الدين) (انگلیسی: ghavamoddin)
معنی: آن که موجب استواری و استحکام دین است، موجب استواری و استحکام دین، ( اَعلام ) نام چند تن اشخاص در تاریخ

جمله سازی با قوام الدین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موسی بادت قوام الدین همیشه پیش رو تا چو هارون قوت پشت برادر می‌شود

💡 خواجه عالم قوام الدین سپهر اقتدار آنکه عقلش پیشکار و شرع دستور آمدست

💡 بحمدالله همه کارت بکام است قوام الدین تنها درمیان نیست

💡 چگویم از قوام الدین، که از خورشید خلعت ده قبای نورهم، بر ماه و، هم بر اختران زیبد

💡 مخدوم جهان صدر قوام الدین کاینچرخ گفته است که مأمور توأم فأمرو احکم

💡 گرچه داغ عشق تو بی خواب خور دارد مرا هم قوام الدین بخواب و خورد باز آرد مرا

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز