رب برج

لغت نامه دهخدا

رب برج. [ رَ ب ْ ب ِ ب ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کوکب صاحب برج است در اصطلاح احکامی. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || خانه خدا. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

کوکب صاحب برج است در اصطلاح احکامی خانه خدا

جمله سازی با رب برج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر پاسبانی وی در برج مه نبودی سعد زمین گرفتی از وی وبال کوکب

💡 دیگر آثار تاریخی:رُوخونه (رودخانه قبله)، باغ برج علی اکبری، خانه میثمی، خانه معظمی‌ها، سنگ‌نگاره‌های غرقاب و کوچری

💡 نیاید جز ز مه رویی طواف برج‌ها کردن که مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی

💡 قسمت‌های کلیسا: ۱- کلیسای اصلی ۲- برج ناقوس ۳- ورودی ۴- برج ۵- حیاط شرقی ۶- حیاط غربی ۷- انبار

💡 هین منم شاهین برج اقتدار کرکسانم صید و بازانم شکار

💡 الا ای لؤلؤ پیوسته در درج بشکل سی ستاره در یکی برج

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز