مثرم

لغت نامه دهخدا

مثرم. [ م ُ رِ ] ( ع ص ) بیماریی که اثرم گرداند کسی را و اثرم آن که دندانش از بن برافتاده یا دندان پیشین و رباعی وی افتاده باشد. ( آنندراج ). اثرم گرداننده. ( از منتهی الارب )( از اقرب الموارد ). و رجوع به اثرم و اِثرام شود.

فرهنگ فارسی

بیماریی که اثرم گرداند کسی را

جمله سازی با مثرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن هنگام كه حضرت ابوطالب (عليه السلام ) خبر ولادت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) رااز مثرم راهب شنيد به او گفت: من واقعيت سخن تو را بايد با برهانى روشن و دليلىواضح بدانم. مثرم گفت: چه مى خواهى كه از خداوند برايت بخواهم و هم اكنون به توعطا كند تا برايت دليلى باشد؟

💡 18- خبر تولد على (ع ) براى راهب  مثرم راهب كه دستان آن قبلا اشاره شد خبر تولد على (عليه السلام ) را به ابوطالب دادهبود و گفته بود كه سلام مرا به آن تازه مولود كعبه برسان بعد از تولد على (عليهالسلام ) در همان ساعات اول تولد رو به پدر كرد و گفت: اكنون نزد مثرم برو و او رابشارت ده...

💡 اگر آن فرزند را ملاقات كردى از من به او سلام برسان و از من به او بگو: مثرم بهتو سلام مى گويد: و شهادت مى دهد كه خدايى جز الله نيست، يگانه است و شريكىندارد و محمد بنده و فرستاده خداست و تو جانشين بر حق او هستى نبوت با محمد و وصايتبا تو كامل مى شود.

💡 مثرم گريه كرد و سپس سجده شكر بجا آورد و بعد از آن دراز كشيد و خوابيد و گفت: روانداز را روى من قرار بده؛ ابوطالب روانداز او را انداخت و متوجه شد او از دنيا رفته استابوطالب (عليه السلام ) سه روز در آنجا ماند و هر چه با مثرم سخن گفت: پاسخىنشنيد.

💡 تا اينكه از خدا خواست، خداوندا! يكى از اولياء خود را به من نشان ده؛ خداوند حضرتابوطالب را نزد او فرستاد تا چشم مثرم به حضرت افتاد از جا برخاست و سر او رابوسيد و او را در مقابل خود نشانيد و گفت: خدا تو را رحمت كند، تو كيستى ؟

💡 مثرم پرسيد: علامت آن شبى كه بدنيا آمد چه بود؟ حضرت ابوطالب (عليه السلام ) تمامماجراهاى پيش آمده را براى مثرم بازگو كرد، تا آنجا كه گفت: على (عليه السلام ) بهسخن آمد و به من گفت: نزد تو بيايم و تو را بشارت دهم و آنچه ديده ام برايت بازگوكنم.

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز