نظام دادن

لغت نامه دهخدا

نظام دادن. [ ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) بسامان کردن. مرتب کردن. سامان دادن. آراستن:
چو بی نظامی دین را نظام خواهی داد
نظام دنیا رانک بی نظام باید کرد.ناصرخسرو.نظام داد نظامات ملک را بسخن
چنان که کار مقیمان خاک را به سخا.انوری ( از آنندراج ).|| سلام نظامی دادن ( در تداول )؛ بشیوه نظامیان ادای احترام کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نظم دادن ترتیب دادن. ۲ - منظم ساختن صف سربازان.

جمله سازی با نظام دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برون‌همسری، یا برون‌زامی نوعی نظام دادن به یک جامعه است. در جوامعِ برون‌زام، انسان‌ها باید با کسانی که بیرون از گروه خود هستند ازدواج کنند؛ از این رو حق ازدواج با افراد هم‌گروه و هم‌قبیلهٔ خود را ندارند. یا به عبارتی، افراد هم‌گروه به منزلهٔ هم‌خون یا محارم به‌شمار می‌آیند. برون‌زامی متضاد درون‌زامی است.

💡 ۱. سال ۱۲۳۲: اولین بار وزارتخانه‌ای با نام وزارت علوم پدید آمد که مأموریت اصلی آن نظام دادن به امور آموزش و پرورش کشور به سبک جدید بود.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز