ریسمان بازی

لغت نامه دهخدا

ریسمان بازی. [ مام ْ ] ( حامص مرکب )شغل و عمل ریسمان باز. ( ناظم الاطباء ). بندبازی. به معنی بازیگری که غازیان دارباز کنند. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ):
دل تو تارک خامی ز آرزو دارد
چو عنکبوت ترا کار ریسمان بازی است.صائب ( از آنندراج ).رجوع به ریسمان باز شود.

فرهنگ فارسی

شغل و عمل ریسمان باز. بند بازی

جمله سازی با ریسمان بازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ریسمان بازی تقلید بود پیشه عقل عشق با سبحه و زنار نمی پردازد

💡 فغان که عمر گرامی مرا ز طول امل چو عنکبوت سرآمد به ریسمان بازی

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز