لغت نامه دهخدا
جالیزبان. ( اِ مرکب ) مرکب از جالیز و پسوند بان. دارنده جالیز نگهدار جالیز. باغبان. خداوند بوستان.
جالیزبان. ( اِ مرکب ) مرکب از جالیز و پسوند بان. دارنده جالیز نگهدار جالیز. باغبان. خداوند بوستان.
نگهبان جالیز، پالیزبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حوادث داستان در شهر گیومری (لنیناکان سابق) رخ میدهد که شهری چندفرهنگی است که ارمنیها، یونانیها و ترکها در کنار هم در آن زندگی میکنند. در این شهر، اوستا مگردیچ معمار چشمه ساز ارمنی قسم خوده است تا چهل چشمه بسازد و پس از ساخت چشمهٔ چهلم بمیرد. وی در جوانی با زنی زیبا ازدواج کرده که هغنار نام دارد و از وی صاحب دو پسر شدهاست که یکی از آنها درگذشته است. پسر دیگر به نام گالوست برای تحصیل و زندگی به مسکو رفته است. یرانوس جالیزبان که همسرش را از دست داده است، روزی در جالیز خود مشغول کار است که با یک نگاه به هغنار عاشق وی میشود. وی که گمان میبرد هغنار زنی ترک است، در یک عرق خوری با اوستا مگردیچ درددل میکند و زمانی که در منزل اوستا مگردیچ متوجه میشود که عاشق زن وی شدهاست، خودکشی میکند.
💡 شخصیت محوری رمان، استادکاری به نام اوستا مگردیچ است. هغنار همسر وی زنی زیباست. آنها پسری به نام گالوست دارند و پسری دیگر نیز داشتهاند که مرده است. یرانوس جالیزبانی است که همسرش مرده و با یک نگاه عاشق هغنار شدهاست. وی که دختری به نام مانان دارد، با برادرش گیغام و زن برادرش زندگی میکند. واروس، پسر جوانی است که او نیز به هغنار دل باخته است. وی به همراه پدرش به نام واغیناک زرگر و مادرش زندگی میکند. آودیک معمار پلساز، کارو معمار خانه ساز، آغاسی حفار قنوات، باگراد، اونس و سرکیس از دوستان اوستا مگردیچ هستند. علاوه بر اینها، ابراهیم صاحب قهوهخانه ای در محلهٔ ترکها، ملا، زن ملا، حاجی کریم، بچههای آقا صفر و چندین شخصیت بدون نام حاشیهای، دیگر شخصیتهای رمان را تشکیل میدهند.