طرح ریختن

لغت نامه دهخدا

طرح ریختن. [ طَ ت َ ] ( مص مرکب ) نقشه کشیدن. پی ریزی کردن. پی افکندن. طرح ریزی نمودن.

فرهنگ معین

( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) نقشه کشیدن، برنامه ریزی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - نقشه کشیدن. ۲ - پی ریزی کردن ( عمارت و غیره ).

ویکی واژه

نقشه کشیدن، برنامه ریزی کردن.

جمله سازی با طرح ریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا خواجه پی ریختن طرح سرا بود هنگام عزیمت به سرای دگر آمد

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز