لغت نامه دهخدا
خمن. [ خ َ ] ( ع مص ) سخن گفتن درباره چیزی به گمان و قیاس. منه: خمن العینین خمناً. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خمن. [ خ َ م َ ] ( ع اِمص ) بدبوئی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خمن. [ خ َ ] ( ع مص ) سخن گفتن درباره چیزی به گمان و قیاس. منه: خمن العینین خمناً. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
خمن. [ خ َ م َ ] ( ع اِمص ) بدبوئی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از داود رقـىّ روايـت شـده كه خمن روز نحر، يعنى عيد قربان خدمت حضرت موسى بن جعفرعـليـه السـلام شـرفـيـاب شـدم آن حـضـرت ابـتـدا فـرمـود كـه نـگـذشـت دردل مـن احـدى در وقتى كه در موقف عرفات بودم مگر على بن يقطين وپيوسته اوبا من بودهيعنى در نظر من ودر قلب من بود واز من مفارقت نكرد تا افاضه كردم. ونيز روايت شده كهدر يـك سـال در مـوقـف عرفات احصا كردند صد وپنجاه نفر را كه از براى على بن يقطينتـلبـيـه مـى گـفـتـنـد، وايـشـان كـسـانـى بـودنـد كـه عـلى بـه ايـشـانپول داده بود وبه مكه روانه كرده بود.
💡 روستای لرگان از شمال، مشرق و جنوب شرقی به کوههای بلند و جنگلهای انبوه و سرسبز محدود میشود. از طرف جنوب به دشت زراعی لرگون خمن منتهی شده و به وسیله رودخانه از روستاهای کینج، کیاکلا، خوشل و اتاقسرا جدا میشود. از سمت غرب نیز روستای لرگان به علیخان پل متصل میشود .