( بومة ) بومة. [ م َ ]( ع اِ ) جغد. بوم. مذکر و مؤنث در هر دو یکسان است.( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). رجوع به بوم شود.
بومه. [ م َ ] ( اِ ) برق و آتشی که از سم اسب خیزد. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
بومه. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شش ده قره بلاغ است که در بخش مرکزی شهرستان فسا واقع است. و 366 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
تئوسوف و عارف آلمانی ( و. آلتزید نبرگ ۱۵۷۵ - ف. ۱۶۲۴ م. )
دهی از دهستان شش ده قره بلاغ است که در بخش مرکزی شهرستان فسا واقع است.
بومه ( به فرانسوی: Beaumé ) یک کمون در فرانسه است که در ان ( ا - دو - فرانس ) واقع شده است.
بومه ۹٫۱۸ کیلومترمربع مساحت و ۹۷ نفر جمعیت دارد و ۲۱۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لبش پر آبلهگردیده چون سپهر به شب ز بس که بومه زدندش ز هرطرف به شفاه
💡 بهرامی، از سال ۲۰۰۰ تا کنون، با برخورداری از حمایتهای صنعتگری به نام هانس بومه، همراه با مادر و برادرش در شهر کریلزهایم زندگی میکند.
💡 یکی بومهین خیزد از ناگهان بر و بومشان پاک گردد نهان