از ناگهان

لغت نامه دهخدا

از ناگهان. [ اَ گ َ ] ( ق مرکب ) غفلةً. ناگاه. از ناگه:
برآساید از ما زمانی جهان
نباید که مرگ آید از ناگهان.فردوسی.

فرهنگ فارسی

از ناگاه از ناگه ناگاه ناگهان.

جمله سازی با از ناگهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فکندست در بحرش از ناگهان بدان تا بیابد ز دریا امان

💡 پس از ناگهان دشمن آید به جنگ همه نامها بازگردد به ننگ

💡 چو شد بر جهانجو جهان همچو دود یکی دستش از ناگهان در ربود

💡 سواری پدید آمد از ناگهان همی خواست بر تنت سرآرد زمان

💡 درین گفتگو بد که از ناگهان خروشی برآمد که ای پهلوان

💡 که آواز بشنیدم از ناگهان بترسم که از گفتهٔ بی‌رهان

واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز