شوی کش

لغت نامه دهخدا

شوی کش. [ ک ُ ] ( نف مرکب ) کشنده شوی. شوی کشنده. شوهرکش. || کنایه از دنیا:
فژه گنده پیری است شوریده هش
بداندیش فرزند و هم شوی کش.اسدی.دانش بجوی اگرت نبرد از راه
این گنده پیر شوی کش رعنا.ناصرخسرو.این شوی کش سلیطه هر روزی
بنگر که چگونه روی بنگارد.ناصرخسرو.این زال شوی کش چو تو بس دیده ست
از وی بشوی دست زناشوئی.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

کشنده شوی شوهر کش

جمله سازی با شوی کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر او پیچ تا شوی آزاد گرچه زشتی از او شوی کش و راد

💡 این شوی کش پلید هر روزی بنگر که چگونه روی بنگارد

💡 به که نه مشغول به این دل شوی کش ببرد گربه چو غافل شوی

💡 به که نه مشغول به این دل شوی کش ببرد گریه چو غافل شوی

بلور یعنی چه؟
بلور یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز