لغت نامه دهخدا
گاوگلین. [ وِ گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گاو سفالین و آن صراحی و ظرفی باشد که بهیأت گاو از گل سازند و پزند. ( برهان ). گاو زر.
گاوگلین. [ وِ گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گاو سفالین و آن صراحی و ظرفی باشد که بهیأت گاو از گل سازند و پزند. ( برهان ). گاو زر.
گاو سفالین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز رحمت تو بروید ز شاخ شعله سمن ز هیبت تو شود شیر چرخ، گاو گلین