لغت نامه دهخدا
ططر. [ طَ طَ ] ( اِخ ) ططار. معرب تتر و تتار و تاتار. و رجوع به تاتار شود.
ططر. [ طَ طَ ] ( اِخ ) ططار. معرب تتر و تتار و تاتار. و رجوع به تاتار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آنجایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاشهای اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت.
💡 مراسم ختم اسماعیل ططری قرار بود در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹ در مسجد بروجردی کرمانشاه با حضور گروهی از رهبران جنبش سبز محمد خاتمی، مهدی کروبی و غیره برگزار شود اما گروهی که خبرگزاری فارس آنها را «جمعی از جوانان حزباللهی و گروههای مردم» توصیف کرده با حضور در این مسجد از برگزاری آن جلوگیری کردند. که پس از آن مراسم ختم در منزل شخصی اسماعیل ططری برگزار شد.
💡 شه میر خمیس: از خانوادههای یارمحمد، غلامعلی و طَطَر شکل گرفتهاست. اسکندر ططر (اژدهایی) از جنگجویان قیام رنو از این تیره هستند. خانوادههای کریمی، ربانی، پیکره، طمری از این تیره اند.
💡 اسماعیل ططری در ۱۰ خرداد ۱۳۸۹ در اثر ضایعه مغزی در بیمارستان بستری شد و ۶۴ روز بعد در سن ۵۵ سالگی درگذشت.
💡 نام کرمانشاه پس از پیروزی انقلاب ۵۷ به قهرمانشهر و چندی بعد به باختران تغییر پیدا کرد؛ ولی از آنجایی که این امر با اعتراضات گستردهٔ مردم کرمانشاه همراه شد، در نتیجه چندی بعد با تلاشهای اسماعیل ططری و با تصویب قانونی نام شهر به نام قدیمی خود تغییر یافت.