لغت نامه دهخدا
کوتاه حرف. [ ح َ ] ( ص مرکب ) کوتاه زبان. ( فرهنگ فارسی معین ):
چه بیجاست در قصه اهل راز
ز کوتاه حرفان زبان دراز.ظهوری ( از آنندراج ).
کوتاه حرف. [ ح َ ] ( ص مرکب ) کوتاه زبان. ( فرهنگ فارسی معین ):
چه بیجاست در قصه اهل راز
ز کوتاه حرفان زبان دراز.ظهوری ( از آنندراج ).
( صفت ) کوتاه زبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر در بخش (هجای) پایانی واژه یا تکواژ، پس از واکهٔ کوتاه دو همخوان آمدهباشد، میتوان واکه را کشیده تلفظ کرد. در واقع هنگامی که واکه پیش از دو همخوان چسبیده (دو حرف ساکندار) آید.
💡 در دل گره ز زلف تو داریم شکوه ها کوتاه حرف ما به شنیدن نمی شود
💡 کوتاه کن فسانه که سودا نه آن شب است کز حرف و صورت رشته عمرش بسر رسد
💡 استفاده میشود. دومین آنها بیشتر به نور با طولموج متوسط با طول تقریبی ۵۳۰ نانومتر واکنش نشان میدهد؛ از حرف اختصار M برای نمایش آن استفاده میشود. سومین آنها بیشتر به نور با طولموج کوتاه با طول تقریبی ۴۲۰ نانومتر واکنش نشان میدهد؛ از حرف S برای نمایش آن استفاده میشود. هر سه نوع به ترتیب طولموجهای تقریبی بین ۵۶۴ تا ۵۸۰ نانومتر، ۵۳۴ تا ۵۴۵ نانومتر و ۴۲۰ تا ۴۴۰ نانومتر دارند.
💡 هر کجا حرفی ازان چاک گریبان بگذرد قصه پیراهن یوسف به کوتاهی کشد