چهارپاره زن

لغت نامه دهخدا

چهارپاره زن. [ چ َ / چ ِ رَ / رِ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه چهارپاره زند:
سار از تو مشعبد چمن گشت
هندوی چهارپاره زن گشت.خاقانی.تعبیر چهارپاره زن را در اشعار میرزا حبیب اصفهانی درذیل کتاب دستور سخن وی دیده ام و در آنجا معنی بشکن زدن مفهوم میشود. و آن صدائی است که مطربان به انگشت برآورند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به چارپاره زن شود.

فرهنگ فارسی

آنکه چهار پاره زند ٠

جمله سازی با چهارپاره زن

💡 کراوغلی، که در مقدمه ماهور به وزن شش‌هشتم تند نواخته می‌شد، ساقی‌نامه در ماهور، صوفی‌نامه در اصفهان، نستوری در نوا، گریلی در شور، کرشمه که در اغلب آوازها به کار گرفته می‌شد. زنگوله و نغمه در راست‌پنجگاه و چهارپاره حجاز که در ماهور هم نواخته می‌شد.

💡 این کتاب دومین مجموعه شعر برقعی است و سروده‌های او از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۸۹ و در قالب‌های کلاسیک چون غزل، مثنوی، چهارپاره، مسمط و بحر طویل را شامل می‌شود. این دفتر حدود ۲۵ قطعه شعر را در برمی‌گیرد که بیشتر با رویکرد مذهبی و آیینی سروده شده‌اند.

💡 حجاج ثقفی عازم مکه شد و بی درنگ خانه کعبه را به منجنیق بست چند روز تمام دیوار کعبه با منجنیق کوبیده شد تا سرانجام حصار شکست و عبدالله بن زبیر را در بسترگاهش سر بریدند؛ و همان‌جا تمامی خدام مسجدالحرام را کشتند و حجرالاسود معروف را چهارپاره کردند و خود مسجدالحرام را آتش زدند.

💡 سلیمان‌خان تبریزی (زاده: --، مرگ:ذی‌القعده سال ۱۲۶۸ قمری) پسر یحیی خان تبریزی از فداییان سید علی‌محمد باب و از خان‌های آذربایجان بود. او را در هنگام کشتار بابی‌ها در تهران به اتهام تلاش برای قتل ناصرالدین‌شاه قاجار، شکنجه، شمع‌آجین، اعدام و سپس چهارپاره کردند.

همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز