لغت نامه دهخدا
چشم و گوش شدن. [ چ َ / چ ِ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دقت کاملانه در کاری کردن. ( ناظم الاطباء ).
چشم و گوش شدن. [ چ َ / چ ِ م ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) دقت کاملانه در کاری کردن. ( ناظم الاطباء ).
دقت کاملانه در کاری کردن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه بیدیدار و بینام تو خواهد چشم و گوش کینهور گردند چشم و گوش او بر یکدگر
💡 ای سهی قامت چه سرواستی که آب لطف و خوبی میخوری از جویبار چشم و در دل ریشه داری
💡 خداوند شما را از شكم مادر بيرون آورده. هيچ نمى دانستيد. به منظور زندگى ونيل به دانش، براى شما چشم و گوش و ذهن قرار داده تا مگر نعمت هاى او را شكرگزارىكنيد.
💡 خوشبختانه با پيشرفت هاى كه در علوم مختلف نصيب بشر شده است، در جهان امروز،پاره اى از عيوب و نقايص موروثى، مانند شكاف لب و پيچيدگى چشم و عوارضىنظاير آن ها علاج پذيرند.
💡 چشمهها نغز و چمن سبز و من آن مرغ که داشت چشم و دل بر اثر دانه و آب قفسی
💡 O مراد از چشم و گوش در آيه 101، معرفت، بصيرت و شناخت است، يعنى چشم و گوش دل، نه عضو خاص در سر. زيرا قرآن گاهى كورى را به دل نسبت مى دهد. (من كان فى هذه اعمى )(332)