چاق کردن

لغت نامه دهخدا

چاق کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) فربه کردن. فربی کردن. تسمین. || سالم کردن. تندرست کردن. معالجه کردن. درمان کردن. شفا دادن. خوب کردن. درست و تیار کردن. || قلیان و چپق و سیگار و غیره چاق کردن. قلیان تنباکو را آماده کردن. آب و تنباکو و آتش در قلیان کردن تا آماده کشیدن شود. چپق را توتون کردن و آتش زدن که مهیا برای کشیدن شود. سیگار آتش زدن. در تداول عامه خراسان و برخی مردم نقاط دیگر ایران: آتش زدن چپق و پیپ و سیگار.
- کمانچه را چاق کردن؛ اصطلاحی است برای کوک کردن یا گرم و خشک کردن کمانچه آنچنانکه آماده نواختن شود:
بچنگش کمانگر نیاید به پیش
کند چاقش از آتش صوت خویش.ملاطغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م. ) (عا. ) ۱ - سرِ حال آوردن. ۲ - آماده کردن قلیان، چپق یا وافور برای استعمال.

فرهنگ فارسی

فربه کردن فربی کردن تسمین. یا سالم کردن تندرست کردن معالجه کردن یا قلیان و چپق و سیگار و غیره چاق کردن.

ویکی واژه

(عا.)
سرِ حال آوردن.
آماده کردن قلیان، چپق یا وافور برای استعمال.

جمله سازی با چاق کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 معمولاً جو را هنگامی که رطوبت دانه بین ۳۰ تا ۴۰ درصد باشد، برداشت می‌کنند. در این میزان رطوبت، دانه‌ها چاق تر است. با توجه به این که میزان رطوبت برای انبار کردن دانه بالاست، باید به طرق مصنوعی دانه را خشک نمود تا از گرم شدن و فساد بعدی دانه جلوگیری به عمل آید.

💡 این رفتار زشت انواع مختلفی دارد، برای نمونه، مسخره کردن افراد به خاطر چاقی یا لاغری، قد، موی زائد، رنگ مو، فرم بدن، میزان عضله، اندازه آلت تناسلی یا سینه، ظاهر صورت و حتی مسخره کردن خالکوبی، پیرسینگ یا بیماری‌های پوستی.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز