وغ زده

فرهنگ معین

(وَ. زَ دِ ) (ص مف. ) (عا. ) وق زده، ۱ - چشم بی حالت و بیرون پریده. ۲ - جای ساکت و خاموش. ۳ - سرد، بدون گرما.

فرهنگ فارسی

(صفت ) چشم بی حالت وورقلمبیده و بیرون جسته ومات.

ویکی واژه

(عا.)
وق زده؛
چشم بی حالت و بیرون پریده.
جای ساکت و خاموش.
سرد، بدون گرما.

جمله سازی با وغ زده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل سودا زده در عهد تو بستیم و برین عهدها رفت و نگویی که مرا شیدایی است

💡 از باشگاه‌هایی که در آن رکاب زده‌است می‌توان به تیم اونسه و تیم دوچرخه‌سواری کلمه اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن رکاب زده‌است می‌توان به تیم سانوب، تیم لوتوان‌ال–یومبو، و تیم دوچرخه‌سواری ویتال کونسپت اشاره کرد.

💡 خواب چون آید؟ که شبها بر دل ما تا سحر هر زمان زنجیر زلفش حلقه ای دیگر زده

💡 اندر دهن نفسش‌، دندانی خرد است ابلیس مر آن را زده هر روز به سوهان

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز