نمک ریختن

لغت نامه دهخدا

نمک ریختن. [ ن َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) نمک پاشیدن.نمک بر چیزی افشاندن. در غذا نمک کردن:
به کام باده کشان تا حلاوتی بخشد
ز خنده تو نمک بر کباب خواهم ریخت.علی خراسانی ( از آنندراج ).|| در تداول، کنایه از بی مزگی کردن. مزاح و شوخی خارج از ادب کردن.

فرهنگ فارسی

نمک پاشیدن ٠ نمک بر چیزی افشاندن ٠ در غذا نمک کردن ٠ یا در تداول: کنایه از بی مزگی کردن ٠ مزاح و شوخی خارج از ادب کردن ٠

جمله سازی با نمک ریختن

💡 املت معمولاً شامل فلفل تند و پیاز سبز چیلی ریز خرد شده (یا موسیر)، گشنیز سبز تازه ریز خرد شده، نمک و زیره است. انواع آن شامل نارگیل رنده شده، فلفل سیاه آسیاب شده، برگ کاری و گوجه فرنگی ریز خرد شده است. پنیر رنده شده نیز ممکن است اضافه شود. مخلوط تخم مرغ را با همزن می‌زنیم تا پف کند و سپس روی تابه می‌پزیم. معمولاً تابه را قبل از ریختن مخلوط زیاد گرم نمی‌کنند با این کار املت بلافاصله سفت نمی‌شود. اجاق گاز را معمولاً درست قبل از ریختن تخم مرغ روشن می‌کنند.

💡 چون نمی آیی به خواب عاشقان از سرکشی ریختن چندین نمک در چشم خواب از بهر چیست؟

مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز