لغت نامه دهخدا
رد گشتن. [ رَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول نشدن. رد شدن. مردود شدن:
گر نیندی واقفان امر کن
در جهان رد گشته بودی این سخن.مولوی.و رجوع به رد شدن شود.
رد گشتن. [ رَ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) قبول نشدن. رد شدن. مردود شدن:
گر نیندی واقفان امر کن
در جهان رد گشته بودی این سخن.مولوی.و رجوع به رد شدن شود.
قبول نشدن رد شدن مردود شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نخل راستی چون شمع میباید ثمر گشتن که منصور آنچنان میزیبد و دار اینچنین باید
💡 به خجلت تا نیاید وام معذوری اداکردن نماز محرمان پیش از قضا گشتن قضا دارد
💡 و انگار گاه جنگ و ستيز شده باشد، شروع مى كند به دور گشتن و رجز خواندن و مبارزطلبيدن.
💡 رواياتى در ذيل آيه: (الحقنابهم ذريتهم ) درباره ملحق گشتن فرزندان مؤ منينبهايشان در قيامت
💡 گوژ گشتن با چنان حاسد بود از راستی باژگونه، راست آید نقش گوژ اندر نگین
💡 3 در جامعه، خضرهاى راهنما يافت مى شوند،(303) مهم گشتن و پيدا نمودن و شاگردى آنان است. (عبدا من عبادنا )