رد گشته

لغت نامه دهخدا

ردگشته. [ رَ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) قبول نشده. مردود. ردشده. رانده شده. دورشده. مطرود:
گرچه ز فرمان تو بگذشته ام
رد مکن کز همه ردگشته ام.نظامی.و رجوع به رد گشتن شود.

فرهنگ فارسی

قبول نشده مردود رد شده رانده شده دور شده مطرود.

جمله سازی با رد گشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر نیندی واقفان امر کن در جهان رد گشته بودی این سخن

💡 گرچه ز فرمان تو بگذشته‌ام رد مکنم کز همه رد گشته‌ام

مثلث نجومی یعنی چه؟
مثلث نجومی یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
سرکه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز