خبردار نمودن
مترادفها
آگاه کردن، مطلع کردن، باخبر کردن، هشدار دادن
متضادها
پنهان کردن، مخفی کردن، بیخبر گذاشتن
لغت نامه دهخدا
خبردار نمودن. [ خ َ ب َ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) مطلع کردن. آگاهی دادن. خبردار کردن. رجوع به خبردار کردن شود.
فرهنگ فارسی
مطلع کردن آگاهی دادن
جمله سازی با خبردار نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یقین خواهد نمودن بر سردار دمادم میکند دلها خبردار
💡 هیمو حملات شدید را از بنگال آغاز نموده و گورکانیان را از مناطق بایانا، ایتاوا، بهارتانا، بیدونا، لکنا، سمبال، کالپی و نارنول بیرون کرد. حاکم آگره که از تهاجم قریبالوقوع هیمو خبردار شد، بلافاصله شهر را تخلیه نموده و بدون هیچ مبارزهای از شهر فرار کرد. هیمو با تعقیب نمودن حاکم آگره به تغلقآباد که قریهای در اطراف دهلی است رسید، وی در آنجا به نیروهای حاکم دهلی مغول بهنام تاردی بیگ خان حمله نموده و وی را در جنگ تغلقآباد مغلوب کرد. وی تنها پس از یک روز جنگ به تاریخ ۷ اکتبر ۱۵۵۶ دهلی را در تصرف خود درآورد و با اخذ عنوان ویکرامادیتا (یا بیکرامجیت) ادعای سلطنت نمود.
💡 هدف اصلی تیمهای امداد در این منطقه، خبردار نمودن ساکنان از خطرات احتمالی سیل و انتقال آنها به نقاط امن و مرتفع در سریعترین زمان است.
💡 وظیفه اصلی مسئولان سازمان هواشناسی، خبردار نمودن مردم از تغییرات ناگهانی جوی و احتمال وقوع طوفانهای شدید در مناطق ساحلی جهت حفظ سلامت همگان است.
💡 برنامهی جدید سازمان بر خبردار نمودن تمامی اعضای جامعه از حقوق قانونی خود و ضرورت رعایت دقیق مقررات بهداشتی در محیطهای عمومی و مدارس تمرکز دارد.