لغت نامه دهخدا
بهر رو داشتن. [ ب َ رِ رو ت َ ] ( مص مرکب ) جمیل بودن. خوشگل بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بهر رو داشتن. [ ب َ رِ رو ت َ ] ( مص مرکب ) جمیل بودن. خوشگل بودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جمیل بودن. خوشگل بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته با عالم سخن از بهر روی مصطفی کرده در عالم نظر بهر دل پاک نذیر
💡 دل رهایی طلبد از تو بهر روی که هست ورچه داند که چو روی تو بزیبایی نیست
💡 ز بهر مدح تو خواهم دو گوش قصه شنو ز بهر روی تو دارم دو چشم گیهان بین
💡 پنهان نه ای از دیده بهر روی که هست بیهوده گلی بر آفتاب اندودی
💡 به زیر هر درختی بین نشسته بهر روی شه ملیحی یوسفی مه رو لطیفی گلعذار ای دل
💡 نوبت عشق مشتری بر سر چرخ میزند بهر روان عاشقان صد صلوات میرسد